پول نمی تواند موفقیت شما را بخرد

Category: دسته‌بندی نشده No comments

در یک لحظه ، من از شما می خواهم که چشمان خود را ببندید ، در مورد یک کلمه فکر کنید ، و به من بگویید چه چیزی به ذهنم خطور می کند. نه هنوز. ابتدا باید بدانید که این کلمه چیست.

کلمه “موفقیت” است.

حالا چشمان خود را ببندید ، ساکت بنشینید و بگویید چه چیزی به ذهنم خطور می کند.

این تعریف فعلی شما از “موفقیت” است.

وقتی این آزمایش را انجام می دهم ، چشمانم را باز می کنم تا همان چیزی را که تصور می کردم وقتی بسته شد چشمانم را ببینم. این احتمالاً به این دلیل است که من خیلی بزرگتر از شما هستم و از آنچه در زندگی به دست آورده ام خوشحال هستم.

اشتباه نکن من هنوز اهداف دارم. من هنوز برای انجام کارهای خاص گرسنه ام. منظورم این است که زندگی اینگونه است ، مگر نه؟ اما از آنجا که من با هیچ چیز شروع نکردم ، بسیار لعنتی هستم که اکنون در آنجا هستم. احساس رضایت می کنم

مرتبط: شایسته باشید. زمینی باشید. باز باش شجاع باش.

میدونی چیه؟ ثروت هرگز هدف من نبود. این هرگز تعریف من از موفقیت نبود. اگر غیر از این بود ، من یقین دارم که برآورده نمی شوم. من هنوز می خواهم چشم های خود را ببندم ، تصوری از شهرت و ثروت را تصور کنم ، و آنها را به سمت ناامیدی باز کنم.

این ذات یکی از ایرادهای بزرگ زندگی است: موفقیت منجر به پول می شود. پول به ندرت منجر به موفقیت می شود.

این برخی از سنگینی های دستوری نیست. این منطق در دنیای واقعی است و علیت بسیار مهم است. بگذارید توضیح دهم که چگونه این کار می کند.

تعریف موفقیت شما هرچه باشد ، اگر به خودتان صادق باشید و به اهدافتان برسید ، نه تنها احساس تحقق می کنید ، بلکه هنگام رسیدن به مقصد خود پول زیادی نیز پیدا خواهید کرد. این فقط روشی است که کار می کند شوخی نکن.

اما اگر ثروت تعریف موفقیت شماست ، احتمالاً هرگز به آن دست نخواهید یافت. هرچه اهداف پیش می روند ، ثروت یک هدف بسیار شیطانی است. سطحی است تحقق نمی یابد و هرگز به نظر نمی رسد که کافی باشد. هرچه بیشتر داشته باشید ، بیشتر می خواهید. هرچه بیشتر هزینه کنید ، نیاز بیشتری خواهید داشت.

من تصور می کنم باید افراد ثروتمند و با ثروتمندی وجود داشته باشند که تمام زندگی خود را صرف جمع آوری تن برای خودشان کنند. من فقط هیچی نمی دانم

وقتی همه مدیرعاملهای موفق صنعت فناوری و VC هایی که من می شناسم مشاغل خود را ایجاد می کنند ، من مطمئن هستم که همه افراد متمرکز بر لیزر در کار خود بودند. اشتباه نکن من مطمئن هستم که آنها اکنون نگرانی خود را در مورد امور مالی خود ابراز کرده اند ، اما در آن زمان ، من شک می کنم که آیا آنها ثروت شخصی را بسیار اندیشه کرده اند.

مرتبط: ورشکستگی 50 Cent درسی است برای ارزش گذاری آنچه می توانید کسب کنید

در واقع ، VC ها نمونه ای عالی از آنچه من در مورد صحبت می کنم. از آنجا که برخی از یک میلیارد دلار بودجه را مدیریت می کنند ، تصور می کنید که کل زندگی آنها روی تولید و افزایش ثروت خودشان متمرکز شده است. درست نیست ، حداقل برای هیچکدام از شرکتهای برتر صنعتی فناوری که من شناخته ام نیستم.

بیشتر آنها دندانهای خود را به عنوان مهندسین ، محققان ، تحلیلگران یا بازاریابان که از نردبان شرکتها به سمت موقعیتهای برجسته صعود می کردند ، بریدند ، به صدر تجارت خود رسیدند یا استارتاپ هایی را تاسیس کردند که موفق شدند. و در طی سالهای طولانی ، اهداف آنها ناگزیر به کارشان مربوط می شد ، نه ثروت آنها.

آنها فقط سرمایه گذار شدند. و من تضمین می كنم كه تا به امروز ، هدف اصلی آنها ایجاد بازده استثنایی برای شرکای محدود خود با سرمایه گذاری هوشمند و کمک به شرکتهای نمونه کارها برای موفقیت است. اگر آنها در این امر موفق باشند ، ثروت شخصی به سرزمین می آید.

به آن اینگونه نگاه کن. اگر اهداف حرفه ای شما این است که از کاری که برای زندگی می کنید لذت ببرید ، در آن سخت تلاش کنید ، تلاش کنید در کارهایی که انجام می دهید بهترین باشید و کارهایی را انجام می دهید که به آنها افتخار می کنید ، در این صورت یک فرصت بسیار خوب خواهید داشت که به همه این موارد برسید و تمام پول مورد نیاز خود را برای خوشحال کردن به دست آورید. این چگونه در دنیای واقعی کار می کند.

اگر از طرف دیگر ، می خواهید در مورد عادت ها و هک های میلیونرها ، میلیاردرها یا وبلاگ نویسان غرور که واقعاً فقط می خواهند درباره خودشان صحبت کنند وسواس کنید ، میهمان من باشید. فقط یک چیز را به خاطر بسپار. این کاری نیست که هر یک از آنها در راه پیشرفت خود بودند.

منبع : http://jayino.com/blog/

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>